مير محمد اشرف حسينى عاملى ( سبط علامه ميرداماد )

129

فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى )

فلان ؟ قلنا : بلى يا أميرالمؤمنين . قال : قتل نفس حرام في يوم حرام في بلد حرام عن قوم من قريش ، والذي فلق الحبّة وبرأ النسمة ما له ملك بعده إلّا خمسة عشر ليلة ، قلنا : هل قبل هذا من شيء أو بعده ؟ قال : صيحة في شهر رمضان تفزع اليقظان ، وتوقظ النائم ، وتخرج الفتاة من خدرها « 1 » . و در كتاب مجالس از تحفة الأبرار مسطور است : كه سبب انقراض دولت مستعصم عبّاسى و قتل او و اولاد او آن بود ، كه امير ابوبكر بن مستعصم شبى در محلّهء كرخ كه مسكن شيعيان بود مىگذشت ، وقت سحرى شنيد كه يكى در نماز وتر دعائى مىخواند كه بر مزاج عصبيت او نا خوش آمد ، و بنا بر اين لشگر بر نشاند و آن محلّه را غارت كرد ، و قريب هزار دختر از علويه و غير ايشان را به غارت بردند و اسير كردند . وزير دار الخلافه محمّد ابن العلقمى كه شيعى بود چون اين حال مشاهده كرد بر آشفت ، و سوگند خورد كه قرار نگيرم تا آل عبّاس را به دست مغول باز ندهم ، و در حال چهار طبق كاغذ را وصل كرد و صورت بغداد را در آنجا نقش نمود ، و پنهانى به قاصدى امين داد و به پادشاه جهانگير و خان اعظم عادل هولاكو خان بن تولى خان بن چنگيز خان فرستاد ، و در وقتى كه از جيحون گذشته بود كاغذ به وى رسيد ، و وزير به تخريب لشگر عرب مشغول بود ، و تقويت لشگر مغول مىكرد ، تا خليفه و اولاد او را به دست پادشاه جهانگير داد تا بكشت ، و يك صد و پنجاه دانشمند را از اهل سنّت كه فتوا به قتل و غارت اهل كرخ داده بودند بياسا رسانيدند تا به عوام ايشان چه رسيده باشد ، فقطع دابر القوم الذين ظلموا ، والحمد للَّه‌ربّ العالمين .

--> ( 1 ) الغيبهء نعمانى ص 258 - 259 ح 17 .